30/12/2017
بیوگرافی محترم الحاج انجنیر محمد داود والی بلخ و از چهره های برجسته سیاسی نظامی جمعیت اسلامی افغانستان!
بخش اول
آموزش، کار اداری و جهاد:
الحاج انجنیر محمد داود فرزند حاجی عبدالفتاح در سال 1333 هجری خورشیدی در یک خانواده متمدن در گذر مارمل شهر مزار شریف چشم به جهان گشود. آموزش های نخستین را در مکتب وزیر اکبر خان و دوره متوسطه و لیسه را در لیسه عالی باختر شهر مزار شریف فرا گرفت. چون در آن زمان دانشگاه در بلخ وجود نداشت او پس از فراغت از مکتب به انستیتوت تخنیکم که حیثیت بزرگترین سازمان آموزشی عالی(دانشگاه) در مزار شریف را داشت راه پیدا کرد. و در نخستین دور فراغت تخنیکم در سال 1354 دانش آموخته رشته تخصصی استخراج نفت و گاز گردید. و بعدا نظر به شایستگی در مربوطات وزارت معادن و صنایع در بخش های مختلف تفحصات نفت و گاز شمال؛ برای مدت شش سال کار کرد.
در آخرین روز های سال 1359 جبهه آزادی و سربلندی را بر خانه و کاشانه ترجیح داد. از اینکه او قبلا رابطه ارشادی و اصلاحی با قائد اعظم جهاد بلخ استاد عبدالقادر ذبیح الله داشت، به بزرگترین پایگاه نظامی سیاسی جهاد بلخ (تنگی مارمل) رفت. ازینکه او جوان دانشگاهی و متجرب در امور اداری بود به زود ترین فرصت محبوبیت و جایگاه خود را در میان همرزمان اش پیدا کرد. پس از یکسال مبارزه و حضور در نبرد های گرم جبهات استاد ذبیح الله بعنوان نماینده جبهه برای آموزش های تخصصی فنون نظامی راهی جبهه تسخیر ناپذیر پنجشیر گردید. او مورد توجه شخص قهرمان ملی احمد شاه مسعود قرار گرفت. و یک سال بعد(1362) بار دیگر نیز با حضور آمر صاحب ذبیح الله شهید و سی تن از همسنگران شان نیز راهی پنجشیر شدند. که در برگشت از پنجشیر به توسعه مراکز تعلیمی نظامی جبهه پرداختند. قبلا مرکز تعلیمی تنها در مارمل وجود داشت، به تاسیس مراکز جدید تعلیمی در زارع، امرخ، شولگره، خواجه چنار و غیره مناطق دیگر دست زدند. قابل ذکر است که کمتر مجاهد بلخی است که از آموزش های نظامی فرمانده انجنیر داود بهره نبرده باشد. ایشان همواره بعنوان فرمانده وفا دار و مخلص برای تحقق آرمان های بزرگ استاد ذبیح الله شهید که همانا تربیه مجاهد آگاه و بیدار بود از هیچ تلاشی برای آموزش مجاهدین دریغ نورزیده اند. در کنار مسئولیت آموزش های نظامی، فرمانده عمومی مناطق کوهستانی ولایت بلخ نیز بودند.
در سال 1363 جبهه به سوگ معلم جهاد عبدالقادر ذبیح الله نشست. آری خورشید معنویت، اقتدار و قوت قلب مبارزان راه حق دیگر طلوع نمی کرد. انگار امید از بزرگترین پایگاه جهادی شمال در مرز های شوروی رخت بر بسته بود. و شهادت استاد صفحه جدید از معادلات تقسیم قدرت را در جبهه رقم زد. و فرمانده انجنیر داود درین مقطع خاص زمانی رسالت خطیر مدیریت عمومی سیاسی نظامی جبهه را بر شانه هایش حمل کرد. خود می گوید که پس از شهادت آمر صاحب ذبیح الله خان 11 ماه در برابر هجوم های قشون سرخ ایستادگی کردند؛ روز های دشوار می گذشت اما جنگ را پایانی نبود. پس از شکنندگی ها در جبهه در نبود استاد ذبیح الله شهید، رهبر شهید پروفیسور برهان الدین ربانی مولوی محمد علم را آمر جبهه فرستاد.
فرمانده انجنیر داود نظر به ملحوظاتی رهسپار دیار مهاجرت در پاکستان گردید. در کنار فراگیری آموزش های نظامی به خانواده های مهاجرین نیز رسیدگی می کرد. و برای مدت دو سال در آنجا ماند و بعدا با استاد خلیل خان که آمر عمومی جبهات زون شمال ( بلخ، فاریاب، جوزجان، سرپل و سمنگان) تعیین گردیده بود وارد مارمل شد. و هیچگاهی از تقابل درون سازمانی جبهه حمایت نکرد و تساهل را بر تضاد ترجیح داد. همواره تاکید بر اخوت داشت و جانب صلح را طرفداری می کرد. و بعدا در کنار فرماندهان مشهور چون علم خان آزادی و عطا محمد نور باقی ماند و تا پیروزی انقلاب اسلامی همچنان به تعهدات بر حق جهاد و آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی وفا داری کرد. او چون خلف اش استاد ذبیح الله تاکید به حصول رضای خداوند بزرگ داشته و جریان و حزب ملاک عمل برایش نبوده است. با وجودیکه فرمانده نامدار جمعیت اسلامی بود با سایر احزاب و تنظیم های جهادی رابطه خوب و حسنه داشت.